جعفر شهرى باف
265
طهران قديم ( فارسى )
( رنگ دكانهاى قصابى و دوافروشى سفيد مىباشد ) . همچنين از اقدامات و قوانين حكومت سه ماههى حكومت او بود : پوشانيدن مجارى آب و نصب فانوسهاى نفتى در معابر جهت روشنايى شبها و استخدام سپور « 60 » ، آبپاشى خيابانها . بستن سينماها و تماشاخانهها و عرقفروشىها و فاحشهخانهها ، انتقال فواحش از محلات داخل شهر ، مانند محلات چالهسيلابى « 61 » ، محلهء عربها « 62 » ، كوچهء پشت بدنه « 63 » ، گودهاى كورهپزخانهها ، كوچه قجرها « 64 » ، كوچه ارمنىها « 65 » ، و گذر قاطرچىها به شهر نو « 66 » و تعيين سه قران تاكس « 67 » رسمى براى هر نوبت تمتّع « 68 » با آنها و دوازده قران براى متعهى شب تا صبح بنام شبخوابى يعنى تا صبح ، و ديگر ، پوشانيدن نشيمن مستراحها با مبال فرنگى « 69 » . مراقبت در تعويض آب حوضهاى لولئينخانهها ، كشيدن لجن آبانبار ميرزا موسى « 70 » كه شايد از زمان ساختمان تا آنروزگار
--> ( 60 ) . رفتگر ، نظافتچى . ( 61 ) . كوچهاى در جنوب شهر در يكى از چند چالهى معروف تهران به نام چاله ميدان ، چاله حصار و چاله سيلابى كه خاكهاى آنها را در زمان صفويه براى ساختمان برج و باروى شهر برداشته بودند . ( 62 ) . محلهاى در شرق خيابان ناصريه كه عدهاى بدنام در آن خانه داشتند . ( 63 ) . كوچهاى در شمال خيابان مولوى نزديك چهارراه مولوى . ( 64 ) . كوچهء آبشار فعلى كه زنان رانده شده از دربار قاجاريه ابتدا در آن محبتخانههايى بوجود آورده بودند كه ديگران هم بر آنها تأسى كرده ساختمانها و اماكنى بر آن افزودند و به صورت عشرتگاه درآمد كه با حكم سيد ضياء ساكنان آن به شهر نو منتقل شدند . ( 65 ) . انتهاى بازار دروازه به طرف غرب ، دنبالهء همين كوچه به طرف گذر لوطى صالح . ( 66 ) . محلهاى جديد الاحداث در جنوب غرب تهران ، ضلع جنوب غربى ميدان قزوين فعلى . ( 67 ) . با همين حكم بود كه با نرخ به ( تاكس ) تبديل شده ، در واقع اصطلاح تاكس و تاكسى از اين قانون و اين زمان بود كه ظهور يافته در دهانها افتاد و در تاكسى نيز به كار گرفته شد . ( 68 ) . در تشكيل محلهى مزبور استناد دولت سيد ضياء به قانون متعة و تمتع بود و براى جلوگيرى از منع شرعى سند آن ارائه شد و بردن نامش كه عربى و دشوار بود به ( سيگاركشى ) تبديل گرفت و بمرور كه مفاسد ديگر مثل همخودخواهى در آن راه يافت به آن نيز اسم چپقكشى داده شد . ( 69 ) . لگنهاى مستراحى از جنس آهن سياه با دهانهاى فراخ و انتهايى تنگ كه در زير مخرج آن دريچهاى قرار گرفته بود كه با ريختن فضولات باز و بسته مىشد . خاصيت اين مستراح اين بود كه خطر سقوط افراد در مستراح را از بين برده ضمنا كثافات آن با خودشوئى از نظر دور شده خيرمقدم ديگران نميگرديد ! ( 70 ) . آبانبار سيد اسماعيل كه به نام آبانبار ميرزا موسى شهرت يافته بود . از بناهائى معتبر كه شرحش خواهد آمد .